خودم باورم نمیشه یه همچین داستان طولانی رو خوندم
منی که از داستانهای بلند گریزونم این رو خوندم شما هم امتحان کنید
داستان جالب (وقت رسیدن مرگ)
نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش …
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت …
مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا …
مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست.طبق لیست من الان نوبت توئه
مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر …
مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره…
توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت …
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت…
مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه …
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت !
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم !
نتیجه اخلاقی:
سر هرکسی رو میشه کلاه گذاشت… الا سر مرگ….
سر مرگ رو تابحال هیچ کس نتونسته کلاه بگذاره… بیاییم با زنده ها هم …
منصفانه رفتار کنیم تا به وقت رسیدن مرگ هم منصفانه بپذیریم
که وقت رفتمونه و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

وفا را اینگونه آموختم
تلفن همراه پیرمردی که توی تاکسی کنارم نشسته بود زنگ خورد
به زحمت، تلفن را با دستهای لرزان از جیبش در آورد
هرچه تلفن را در مقابل صورتش ، عقب و جلو برد ، نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند
رو به من کرد و گفت : ببخشید ، چی نوشته ؟
گفتم : همه کسم
پیرمرد : الو سلام عزیزم
دستش را جلوی تلفن گرفت و با صدای آرام و لبخند به من گفت : همسرمه !!!
آیا خوشبختی :
- پول زیاد است؟
- تحصیلات عالی است؟
- یک ماشین آخرین مدل است؟
- یک خانه شیک و استثنائی است؟
- یک همسر زیبا و خوش تیپ یا پولدار و مقام دار و خلاصه استثنائی است؟
-
یا اینکه نه خوشبختی چیز دیگریست؟
زندگی یعنی همین امروز همین حالا
یعنی در آغوشت تا همیشه تا فردا
زندگی یعنی نگاه تو
کوک کردن قلبم با صدای تو
دل دادن به آهنگ دل پاکت
سرور و عشق در فضایی ساکت
زندگی یعنی همین دم
که از دلتنگم
می دانی
از این حسم عشق را می خوانی
زندگی یعنی داشتن قلب پرستو
در این وادی پست و ناهنجار تو در تو
بعضی وقتا هست که دوست داری
کنــارت بـاشـه و محــکم بـغلت کنه
بـذاره اشــک بـریــزی راحــت شـی
بــعد آروم در گـوشِــت بــگه :
" دیــوونـه مـن کـه بـاهـاتـم "
در این نگاهها چه میتوان یافت ،تاریخچه ی درد یا رد پای زندگی؟
در عمق این عکس ها عشق شناور است میبینی؟

When U Were 15 Yrs Old, I Said I Love U...
U Blushed.. U Look Down And Smile